.

سخنرانی حضرت آیت الله آقای دکتر محقق داماد

ایشان ضمن حمد و ثنای الهی و تشکر از فرصت پیش آمده و اینکه به علت مشاغل معلمی قادر به استجابت درخواست قبلی نبوده است با اعلام اینکه حدود ۴۵ سال به کار معلمی اشتغال دارند حضور خود در جلسه را مغتنم شمرده و اظهارات خود را اینگونه شروع نمودند که:

حدود ۴۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، سقراط حکیم را به جرم انحراف و تشویش اذهان عمومی به دادگاه یونان فراخواندند. افلاطون شاگرد وی در رساله ای به این منظور بیان کرده است که سقراط صبح زود به محضر دادگاه رفت و دید که شخص دیگری قبل از وی در انجا بسر می برد.

سقراط از او پرسید که علت حضور شما چیست؟ گفت که برای شکایت از پدرم به دلیل ظلم یکی از کارگرانش بر من. سوال شد چرا ظلم بد است که شما به شکایت از آن امده اید؟ مرد گفت چون خدایان گفته اند که ظلم بد است

سپس سقراط سوالی مطروح کرد که به بلندای تاریخ فلسه و کلام در ادیان مختلف هنوز نیز محل بحث و تامل است!

سقراط از آن مرد سوال کرد که آیا علت اینکه ظلم بد است این است که خدایان گفته اند یا چون ظلم بد است خدایان آنرا منع کرده اند؟ در کتابی که در دست تالیف دارم تحت عنوان فلسفه حقوق در اسلام، این مسئله به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است و هنوز نیز محل سوال است.

هر چند نزدیک به ۲۰۰ فرقه کلامی وجود دارد و لکن در پاسخ به این سوال دو فرقه اصلی شکل گرفته است

در اسلام اشاعره معتقدند که چون خداوند حکیم گفته است، ظلم بد است و در مقابل معتزله می گویند که چون ظلم به حکم عقل بد است خداوند آنرا بد اعلام کرده است.

ما به حکم آنکه در کشور شیعی هستیم، از نظر شیعه یعنی حکم جاری و اصلی با نظر معتزله یکی است.

حال توجه شود که گفته شده، کونا لاظالم خصما و لالمضلوم عونا، یعنی ملاک ما خصم بودن با ظالم و عون بودن با مظلوم است حال توجه شود که ظلم چیست که باید با ظالم دشمن بود؟ در کلام ائمه هدی و حتی قرآن مجید، خود ظلم تعریف نشده است. ظاهرا آنرا بی نیاز از تعریف دیده اند.

هر شخصی با رجوع به عقل خود و توجه به امور با اندک دقت می تواند تشخیص ظلم بدهد. البته ممکن است در مصدایق اشتباهاتی بروز کند و لکن شناخت ظلم به انسان عاقل ومتفکر واگذار شده است.

بنابر این از جمع فرهیخته وکلا انتظار است که فقط از مظلوم حمایت کند و به هیچ وجه ابزار دست ظالم قرار نگیرد.

سروران عزیز خانم ها و آقایان
من به حکم آنکه سالها معلمی کرده ام و با شما همکار هستم، سوال است که علت عظمت کار وکلا در چیست؟

در دنیا به اسم گاندی، که یک وکیل دادگستری بوده است، احترام زیادی قائل هستند. گفته شده وقتی گاندی بعنوان متهم وارد دادگاه انگلیسی شد، تمامی هیات مستشاری قضات به احترام متهم ایستادند! چه عاملی باعث این مسئله شده است؟

آیا به خاطر این بوده است که مثلا گاندی در چند پرونده، موفق بوده است؟ یا به خاطر دفاع جانانه گاندی از مظلومیت ملت هند و زحمات وی در این راه، این احترام فوق العاده برای گاندی ایجاد شده است؟ کتاب مهمی گاندی دارد که حتی قبل از اعلامیه حقوق بشر، موارد را توضیح داده است. کتاب «همه انسانها برابرند» ترجمه تفضلی، کتاب مهمی است که سراسر مشحون از حقایق مهمه است.

لذا انتظار از جامعه وکالت و البته قضات در این است که نباید به هیچ عنوان ابزار و آلت دست ظالم باشند و بر عکس باید همواره مسیر حرکتی ایشان، دفاع از مظلوم باشد.

خلاصه عرض بنده در این است که تعریف ظلم به عقل بشری واگذار شده است. محور مشترک و تعامل دو دسته وکلا و قضات فقط باید در حمایت از مظلوم و خصم با ظالم باشد. اگر خدای نکرده وکیل آلت دست ظالم زمان خود باشد باید بر آن جامعه گریست. اگر قضات تابع ظالم شوند این یک فاجعه است.

با عرض ادب مجدد از حضور در جمع شما خوش حال بوده و از همگی تشکر می نمایم.



نظر شما